نمایش خبر
روزنامه فرهیختگان
> در سال های اخیر آثار منتشر شده در حوزه دانشگاه پژوهی و مطالعات آموزش عالی افزایش یافته و از سویی دیگر بحث های متنوعی پیرامون اداره دانشگاه ها از سوی افراد مختلف طرح شده است.
> در سال های اخیر آثار منتشر شده در حوزه دانشگاه پژوهی و مطالعات آموزش عالی افزایش یافته و از سویی دیگر بحث های متنوعی پیرامون اداره دانشگاه ها از سوی افراد مختلف طرح شده است .
همین موضوع منجر شد پیشنهاد یک گفت وگو در این باره یعنی ، گفتمان ها و جریان های فکری متنوعی که درباره آینده دانشگاه ایرانی نظریه پردازی می کنند را با دکتر نعمت الله فاضلی ، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی که خود از منظر نوعی گفتمان اجتماعی و انتقادی به دانشگاه و آموزش عالی نگاه می کند ، مطرح کنیم .
با این حال دکتر فاضلی ترجیح داد به جای گفت وگو به سوال های ما در این باره پاسخ دهد .
این نکته ها و سوال های بسیار دیگری از قبیل اینکه «آیا دانشگاه و آموزش عالی بدون مطالعات دانشگاه و دانشگاه پژوهی قابل ارتقای اساسی است؟ تفاوت های بنیادین جریان های فکری درباره دانشگاه ایرانی چیست؟ عملکرد مدیران و رهبران آموزش عالی تا چه حد متاثر از این جریان هاست؟ چهره های اصلی دانشگاه پژوهی در ایران و آثار جریان ساز کدام است؟ نسبت جریان های فکری با نظریه پردازان جهانی دانشگاه و آموزش عالی چگونه است؟ علل افزایش تولید آثار این حوزه در سال های اخیر چیست؟ نقش و وظایف رسانه ها در به عرصه عمومی آوردن مطالعات دانشگاه پژوهی چیست؟ شاخص ها و معیارهای انتخاب مدیران و رهبران آموزش عالی چه باید باشد؟ دولت تا چه میزان در عرصه تصمیم گیری های دانشگاهی از متخصصان مطالعات آموزش عالی بهره می برد؟ مطالعات دانشگاه در تاریخ آموزش عالی ایران چه تاثیراتی بر فرآیند های دانشگاهی کشور داشته است؟ به هر یک از جریان های فکری رقیب در ترسیم آینده دانشگاه ایرانی چه نقد هایی وارد است؟ جریان های مطلوب جهت مبنا قرارگرفتن در سیاستگذاری های آینده دانشگاه ایرانی چیست؟ راهکارهای بهبود وضعیت دانشگاه پژوهی در ایران چگونه است؟» اینها از جمله سوالاتی بود که در اختیار دکتر فاضلی قرار دادیم و نتیجه یک گفتار نسبتا طولانی در این باره شد .
دکتر فاضلی که خود از منظر نوعی گفتمان اجتماعی و انتقادی به دانشگاه و آموزش عالی نگاه می کند ، در میان بحث به چالش های متنوعی اشاره کرده است .
اما مهم ترین انتقاد مورد اشاره پیروی نکردن مسئولان ارشد دانشگاهی و آموزش عالی در ایران از دانش کارشناسی این حوزه یعنی دانشگاه پژوهی و مطالعات آموزش عالی است .
نکته ای که شاید مهم ترین مساله امروز دانشگاه ماست .
زمانی که خود دانشگاهیان به آثار و دستاوردهای علمی و تخصصی دانشگاه اعتماد ندارند ، چطور می توان انتظار داشت سایر حوزه های کشور راه حل مسائل خود را از دانشگاه جست وجو کنند .
وزارت علوم باید توضیح دهد هنگام انتخاب مدیران و روسای دانشگاه ها چه مقدار به این امر اهتمام دارد .
متن این گفتار در ادامه خواهد آمد .
تاملی درباره جریان شناسی دانشگاه پژوهی در ایران مطالعات دانشگاه یا دانشگاه پژوهی موضوعی است که در این گفتارها می خواهم آن را در کانون توجه قرار داده و روایتی از روند تکوین توسعه و تحول آن در ایران ارائه کنم .
مطالعات دانشگاه هنوز با این چالش روبه رو است که نتوانسته است نام و عبارت شناخته شده ای در میان مطالعات آکادمیک پیدا کند .
گاهی به آن دانشگاه پژوهی و گاهی مطالعات دانشگاه می گویند و گاهی بدون نام در میان رشته های دانشگاهی مانند جامعه شناسی دانشگاه ، فلسفه دانشگاه ، روان شناسی دانشگاه ، اقتصاد دانشگاه از آن نام برده می شود .
مطالعات دانشگاه در ایران می گویند به عنوان قلمروی مطالعاتی شکل گرفته و دستاوردهایی به بار آورده است ، هرچند این قلمروی پژوهشی از انسجام و انتظام معرفت شناختی و روش شناختی برخوردار نیست .
همین چالش هاست که ایجاب می کند به این قلمروی مطالعاتی بپردازیم و به توسعه و رسمیت یافتن آن اقدام کنیم .
مطالعات دانشگاه به گمان من می تواند عنوان مناسبی برای این قلمروی دانش باشد؛ زیرا واژه مطالعات که در دهه های اخیر به جای رشته به کار می رود ، واژه مناسب تری برای توصیف این موضوع است .
مطالعات امروزه برای مطالعات فرهنگی ، زنان ، جوانان ، حقوق بشر ، کودکان و بسیاری از حوزه های دیگر به کار می رود .
منظور از مطالعات این است که ما از مجموعه ای از مفاهیم ، روش ها و دستاوردهای دانش در رشته های مختلف استفاده می کنیم تا با تلفیق دانش های رشته های مختلف مساله مورد نظر را توصیف ، تحلیل و تحقیق کنیم .
دانشگاه که یکی از ساحت های مهم جوامع امروزی است ، لاجرم نیازمند ارزیابی و تحقیق است .
دانشگاه همچون ابژه شناخت می تواند و باید یک قلمروی مطالعاتی را به خود اختصاص دهد؛ چراکه دانشگاه خود بستر مطالعه و اندیشه ورزی است و نمی تواند خودش را موضوع مطالعه قرار ندهد .
دانشگاه مانند شهر ، اقتصاد و صنعت و مانند هر موضوع بزرگ دیگری دارای ابعاد گوناگون اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و .
است و طبیعتا همه دانش های انسانی و اجتماعی به آن می پردازند .
باتوجه به این نکته ها می توان گفت مطالعات دانشگاه عنوان مناسبی برای قلمروی پژوهش هایی است که نهاد دانشگاه و آموزش عالی موضوع آن است .
البته بسیاری از کشورهای جهان به جای «مطالعات دانشگاه» از واژه «مطالعات آموزش عالی» استفاده می کنند .
مطالعات آموزش عالی را می توان نام دیگر مطالعات دانشگاه دانست؛ چراکه موضوع آن چیزی نیست جز موسسه های آموزش و پژوهش در جامعه که در سطوح عالی علم و دانش فعالیت می کنند .
مطالعات دانشگاه با توجه به توضیحاتی که اشاره کردیم در ایران به ویژه در چند دهه اخیر شکل گرفته و توسعه یافته است .
پرسش هایی بدون پاسخ درباره دانشگاه اما پرسش های گوناگونی که به آنها توجه نکرده ایم و پرسش های اولیه ای که برای مطالعات دانشگاه به آنها شدیدا نیازمند هستیم ، از این نوعند : مطالعات دانشگاه چیست؟ چه ویژگی هایی دارد و در ایران این مطالعات از چه مسائل و موضوعاتی صحبت می کند و از چه ویژگی های محلی ای برخوردار است؟ مطالعات دانشگاه در جامعه چه نیاز ها و پرسش هایی را توانسته و می تواند پاسخ دهد؟ مطالعات دانشگاه برای اینکه بتواند کارآمد و موثر در خدمت توسعه علمی قرار گیرد به چه چیزهایی نیاز دارد؟ و با چه چالش هایی روبه رو است؟ مطالعات دانشگاه تاکنون چه دستاوردها و پیشرفت هایی داشته و اکنون چگونه می توانیم این دستاوردها و پیشرفت ها را از حیث عملی در مدیریت آموزش عالی بکار ببریم؟ مطالعات دانشگاه در ایران امروز چه پیوندی با تحولات جامعه و نظام دانشگاه و آموزش عالی دارد؟ چگونه می توان روابط میان مطالعات دانشگاه و توسعه آموزش عالی را تحکیم بخشید؟ این پرسش ها و پرسش های بسیار دیگری در زمینه مطالعات دانشگاه اکنون در برابر ماست .
اما تاکنون کسی اقدام به تفسیر و تحلیل در این خصوص نکرده است .
اخیرا پژوهشکده مطالعات اجتماعی و فرهنگی وزارت علوم کتابی را با نام پژوهش در آموزش عالی که به همت ملکوم تایت نوشته شده ، منتشر و ترجمه کرده است که یکی از محققان صاحب نام این حوزه است و روایت بسیار گسترده ای از مطالعات آموزش عالی در اروپا ارائه می کند .
این کتاب نشان دهنده این واقعیت است که مطالعات آموزش عالی امروز در جهان بسیار گسترش و توسعه یافته است ، مرور کوتاهی بر این کتاب نشان می دهد ما اگر بخواهیم به تصویری توسعه یافته از مطالعات دانشگاه دست یابیم ، نیازمند توجه و سرمایه گذاری در این زمینه درکشور هستیم .
بسیاری از موضوعاتی که ملکوم تایت در این کتاب مفصل ارائه کرده است ، هنوز در ایران هیچ گونه تحقیق و گزارشی مشابه آنها منتشر نشده است .
این درحالی است که نهاد دانشگاه در ایران مانند اروپا از گستردگی بسیار چشمگیری برخوردار است .
همچنین ما در زمینه چالش ها و مسائلی که با آن روبه رو هستیم ، چالش های عمیق و پرهزینه ای داریم و به ناچار باید دانشگاه را بیش از این در دستور کار مطالعات خود قرار دهیم .
باتوجه به این نکته ها در این گفتار تلاش می کنم روایتی در این زمینه ارائه کنم .
این روایت هرچند اجمالی و محدود است اما گمان می کنم شاید بتواند آغاز خوبی برای طرح مساله مطالعات دانشگاه در ایران باشد .
هدف من از این گفتارها چیزی جز طرح مساله نیست .
اگر آموزش عالی را توصیف و ارزیابی دقیق کنیم ، بسیاری از دانشجویان در رشته های مختلف برای پایان نامه و رساله خود به مطالعه دانشگاه محل تحصیل خود می پردازند و قلمروی مطالعه به نوعی دانشگاه ، دانشجویان و اساتید هستند ، لذا همه این تحقیقات را می توان به نوعی تحت عنوان مطالعات دانشگاه قرار داد .
ما هنوز هیچ گونه فهرست یا نمایه ای ازاین نوع مطالعات نداریم .
همچنین در سال های اخیر ، در برخی رشته ها مانند علوم تربیتی و مدیریت آموزش عالی فعالیت های چشمگیری در زمینه مطالعات دانشگاه انجام شده است .
همان گونه که خواهید دید در این زمینه فعالیت های گوناگون انجام شده است و گفتمان های مختلفی وجود دارد .
من در این گفتارها نشان خواهم داد ، گفتمان علم پژوهی ، مدیریت آموزش عالی و مطالعات اجتماعی دانشگاه به نحوی قابل توجهی رشد یافته اند .
در این گفتارها تلاش می کنم ضمن ارائه توصیف مطالعات دانشگاه ، نشان دهم با وجود این مطالعات دانشگاه ما نتوانستیم پابه پای توسعه دانشگاه ها مطالعات دانشگاه را گسترش دهیم .
همچنین تلاش می کنم تا این واقعیت را نشان دهم که مطالعات دانشگاه با وجود این مساله با چالش های دیگری نیز روبه رو است .
هدف من این است که مساله مطالعات دانشگاه را محل توجه قرار دهم و این قلمروی پژوهشی را بهبود بخشم .
من در اینجا عمدتا تلاش می کنم از تجربه زیسته خودم به عنوان فردی که در آموزش عالی در بیش از ربع قرن تدریس می کنم و همچنین محققی که در حوزه آموزش عالی و دانشگاه کارهای مطالعاتی انجام داده ام ، کمک بگیرم .
تاکنون در کتاب های مختلف مانند فرهنگ و دانشگاه و علوم انسانی و اجتماعی و همچنین در کتاب ابعاد سیاسی فرهنگ و بسیاری از مقالات متعددم تلاش کردم نهاد آموزش عالی و دانشگاه را در ایران را توصیف و تحلیل کنم .
همچنین در سال های اخیر تعداد زیادی سخنرانی درباره مساله دانشگاه در ایران انجام داده ام .
باتوجه به این تجربه ها تلاش می کنم تصویری کلی و اجمالی از مطالعات دانشگاه و دانشگاه پژوهی در ایران ارائه کنم .
من در فرآیند تحقیق و نوشتن درباره آموزش عالی با بسیاری از محققان این حوزه همنشینی و همدلی و همزبانی داشته ام .
این مراودات به من این امکان را می دهد که تا حدودی برخی ویژگی های مطالعات دانشگاه را به گونه ای که بر من ظاهر شده است ، برای شما توضیح دهم .
گفتارهایی که درباره دانشگاه و آموزش عالی ارائه می کنم ، عمدتا بیش از آنکه آنها را نوعی تحقیق نظام مند و روشمند و نوعی ارزیابی و تامل در این زمینه بدانیم ، باید گفت تاملات مردم نگار ایرانی ای است که چندین سال درباره وضعیت آموزش عالی و دانشگاه در ایران می اندیشد ، می نویسد و سخن می گوید .
طبیعتا این تاملات زمینه را برای فراهم آوردن تاملات بیشتر مهیا می کند .
امیدوارم محدودیت هایی که در این روایت وجود دارد را در نظر بگیریم تا محققان دیگری برای توسعه مساله مطالعات دانشگاه در ایران اقدام و کوشش کنند .
پیامدهای همگانی شدن دانشگاه و نهاد آموزش عالی در نیمه دوم قرن بیستم یعنی سال پس از جنگ جهانی دوم موج جدیدی از گسترش دانشگاه و توسعه نهاد آموزش عالی در اکثر جوامع و کشور ها آغاز شد و با این گسترش دانشگاه تبدیل به نهادی توده ای و همگانی شد که همه گروه های اجتماعی امکان این را پیدا کردند ، در یکی از رشته های دانشگاهی ادامه تحصیل بدهند .
این موضوع منجر به این شد که در بسیاری از جوامع از جمله ایران بیش از 30 درصد دیپلمه ها فرصت تحصیل در دانشگاه را پیدا کنند .
این تحول یعنی همگانی شدن دانشگاه و نهاد آموزش عالی پیامد های گسترده ای برای جوامع و برای آموزش عالی داشت .
معمولا محققان آموزش عالی دو نوع دانشگاه را از هم تفکیک می کنند .
در دانشگاه نخبه گرا که قبل از نیمه قرن بیستم رواج داشت معمولا گروه ها و افراد خاص جامعه که از سرمایه های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی برخوردار بودند ، می توانستند به دانشگاه راه پیدا کنند .
دانشگاه نخبه گرا که سابقه آن به قرن سیزدهم میلادی بازمی گردد در نیمه قرن بیستم رو به افول نهاد و جای خود را به دانشگاه توده گرا داد .
البته درتاریخ ، دانشگاه دوره های مختلفی را به خود دیده است و با تغییرات اجتماعی و اقتصادی زمینه حضور گروه های بیشتری از جامعه در دانشگاه فراهم شد اما تا سال های 1950 میلادی همچنان دانشگاه نخبه گراست .
در مرحله جدید یعنی ظهور دانشگاه توده گرا همان گونه که بیان شد ، پیامدهای گسترده ای برای جوامع و نهاد آموزش عالی داشت .
برای مثال با شکل گیری دانشگاه توده گرا بسیاری از ارزش های نهادی دانشگاه به چالش کشیده شد .
در دانشگاه نخبه گرا هدف عمدتا پی جویی حقیقت و گسترش مرزهای علم محض و ناب بود .
در این دانشگاه ها به دلیل حضور گروه های برجسته و با سرمایه خاص نوع مدیریت دانشگاه به شیوه متفاوتی بود .
هم جمعیت استادان و دانشجویان اندک بود و هم هزینه اقتصادی اداره دانشگاه قابل کنترل ساده و آسان بود .
همچنین جوامع می توانستند دانشگاه نخبه گرا را صرفا محلی برای تربیت نیروی متخصص و نخبه که هم در حوزه علم و فناوری و هم در حوزه سیاست و رهبری جامعه مشارکت دارند ، تلقی کنند .
با شکل گیری دانشگاه توده گرا تمام این تصورات و رسالت ها به چالش کشیده شد .
از سوی دیگر کسانی که در دانشگاه توده گرا تحصیل می کنند ، لزوما به منظور علم محض و پی جویی حقیقت دانشگاه را انتخاب نکردند .
بسیاری از آنها هدف های اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی مختلف و متضادی را دنبال می کنند .
از این رو در دانشگاه توده گرای جدید لزوما با کشف حقیقت و تولید علم سروکار نداریم بلکه با خیل انبوه دانشجویان و اساتید و کارکنانی مواجه هستیم که کشف حقیقت برای آنها ارزش چندانی ندارد .
آنها می خواهند از طریق دانشگاه راهی برای زندگی کردن و به دست آوردن تجربه تازه وگذران امور زندگی و کسب شغل پیدا کنند .
چنین خیل انبوه دانشجویان ، چالش های جدی ای برای اداره سازمان دانشگاه ایجاد کرده است و امروزه نیازمند بودجه بسیار چشمگیری هستند .
عدم توانایی دولت ها در تامین مالی دانشگاه ها در دانشگاه نخبه گرا دولت ها به سادگی توانایی تامین بودجه دانشگاه را داشتند ، اما در دانشگاه توده گرا هیچ دولتی قادر به تامین کل بودجه دانشگاهی نیست .
نیازمند امکانات رفاهی ، آموزشی و تامین نیازهای سیاسی و اجتماعی هستند که دیگر نمی توانند با تکیه به بودجه دولتی نیازهای خود را تامین کنند .
لذا دانشگاه ها در همه جای دنیا با بحران مالی مواجه هستند .
در واکنش به این بحران مالی ، دانشگاه های خصوصی و غیردولتی به وجود آمدند و در کنار دانشگاه های دولتی هویت پیدا کردند .
علاوه بر این طبیعتا دانشگاه توده گرا با خیل عظیم دانشجویان و اساتید با بحران های آموزشی مختلفی مواجه شدند .
سیستم های ارزشیابی و کنترل کیفیت دیگر نمی توانند با تکیه بر نیروهای نخبه درونی که از درون خانواده ها و گروه های اجتماعی برخاسته اند ، به دانشگاه نگاه کنند .
ارزشیابی و کنترل کیفیت در این دانشگاه ها طبیعتا نوع جدیدی از مدیریت آموزشی را طلب می کند .
دراین نوع دانشگاه توده گرای جدید کیفیت آموزشی از چالش های اصلی در سراسر جهان از جمله ایران شده است .
گذشته از این حضور انبوه نسل جوان در دانشگاه ها باعث تغییر جایگاه دانشگاه در جامعه شده است .
دانشگاه امروزه مانند مدرسه بخشی از زندگی عمومی نسل جوان است .
همان گونه که کودکان در سن 6 سالگی وارد مدرسه می شوند ، نسل جوان هم بعد از دیپلم به طور طبیعی وارد دانشگاه می شوند .
امروزه حداقل تا کسب مدرک کارشناسی به عنوان بخش اجتناب ناپذیر از زندگی نسل جوان تلقی می شود .
دانشگاه توده گرا با چالش هایی هم مواجه شده است .
چالش های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و آموزشی گوناگون که فهرست کردن این چالش ها در اینجا امکان پذیر نیست و خود نیازمند نگارش انبوهی از مقاله ها و کتاب هاست .
شکل گیری دانشگاه پژوهی در جامعه ایرانی نکته ای که در اینجا باید به آن توجه کرد ، این است که دانشگاه توده گرا پیامد مهمی برای گفتمان دانشگاه برای جهان و ایران داشت و آن شکل گیری مطالعات دانشگاه یا دانشگاه پژوهی در سراسر جهان از جمله ایران است .
در دهه های اخیر در ایران با گسترش دانشگاه توده گرا ، فراگیر یا همگانی ما لاجرم با مساله دانشگاه به صورت کاملا جدیدی مواجهیم؛ مساله نهاد دانشگاه و کارکردهای تاریخی ، سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی آن .
جامعه امروز ما به عنوان یکی از مساله ها یا کلان مساله های جامعه امروز ما در آمده است .
منظور از کلان مساله این است که موقعیت نهاد آموزش عالی ، کارکردها ، رسالت ها ، اهداف و وظایف آن در کلیت نظام سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی ایران به عنوان امری مناقشه انگیز ، پرتنش ، مبهم و امر گفت وگویی در آمده است .
امروزه نه تنها مدیران دانشگاه ها و سیاستمداران و نه تنها مخاطبان علوم انسانی و اجتماعی بلکه خانواده ها و افراد عادی درگیر گفت وگو درباره دانشگاه هستند .
در این گفت وگو کم و بیش مباحثی مثل اینکه چرا به دانشگاه می رویم؟ دانشگاه چه کاری می تواند برای ما انجام دهد؟ چه مشکلات فردی و اجتماعی ما را می تواند بر طرف کند؟ و پرسش هایی از این نوع که چرا باید انبوهی از فضا و زمین های کشور را به دانشگاه ها اختصاص دهیم؟ چرا باید میلیون ها جوان جامعه را درگیر دانشگاه کنیم؟ یا پرسش از اینکه بهتر نیست به جای آنکه بهترین سال های عمر خود را در کلاس های دانشگاه بگذرانیم ، آن را در کارگاه ها و مزارع و فضا های شغلی به سر ببریم؟ پرسش هایی از این نوع در ذهن و ضمیر بسیاری از افراد عادی جامعه ما مطرح است و ما را با خود درگیر می کند .
از این رو در موقعیت مساله مند جدید دانشگاه ، همه ما با پرسش از دانشگاه مواجه شده ایم .
البته این پرسش ها در دهه های گذشته به شیوه های متفاوتی مطرح می شد .
در سه دهه پیش که دانشگاه توده گرای جدید در حال تکوین بود ، همه مردم کم و بیش درگیر کنکور بودند و رقابت سنگینی برای ورود به دانشگاه وجود داشت .
در همین وضعیت بود که موسسه های آموزشی ورود به کنکور گسترش یافتند و از اهمیت اقتصادی و اجتماعی چشمگیری برخوردار شدند .
در آن زمان پرسش ما این بود که چگونه از حق دانشگاه به عنوان یکی از حقوق شهروندی استفاده کنیم؟ این رقابت برای ورود به دانشگاه ادامه داشت اما در چهار ، پنج سال اخیر با اشباع شدن جامعه از نیاز به دانشگاه و تغییراتی که ایجاد شده ، دیگر پرسش از کنکور اهمیت خود را از دست داده است .
در دهه های گذشته نوعی پرسش سیاسی نیز از دانشگاه قد برافراشت .
در جامعه ای که احزاب سیاسی فراگیر در جامعه ما شکل نگرفته ، دانشگاه ها واجد کارکردهای سیاسی شده اند .
شکل گیری نهاد های سیاسی و امنیتی مانند بسیج و حراست و دیگر نهادها ناظر به این موقعیت مساله مند دانشگاه در ایران بود .
گذشته از این باید به خاطر داشت نهاد آموزش عالی از ابتدا یعنی همان سال 1230 که میرزا تقی خان امیرکبیر موفق شد دارالفنون را در ایران شکل دهد ، ما با این نکته مواجه شدیم که دانشگاه مهم ترین نهاد پیوند دهنده جامعه ایران با جهان جدید شده است و تمامی چالش های جامعه ایران درخصوص سنت و تجدد با دانشگاه در ایران نیز گره خورد .
نهاد آموزش عالی در ایران معاصر علاوه بر پرسش های دیگر با پرسش معاصر ما نیز روبه رو بوده است .