نمایش خبر
روزنامه جام جم
> ما در حوزه علمیه در نحوه تتبع ، مطالعه و تحقیق تا حدودی دچار افراط و تفریط هستیم و البته انعکاس بیرونی این قضیه نیز به لحاظ عملی محسوس است .
مقصود از افراط و تفریط در حوزه ها و محورهایی است که طلبه ها مطالعه می کنند .
گاهی بعضی از طلاب و فضلا فقط به مطالعات فقه و اصول می پردازند .
به گفته شهید مطهری ، این مطالعات عموما جنبه تقلیدی دارد نه جنبه نوآوری و نواندیشی که این خود آفتی است .
البته دانشگاه ها نیز به این آفت مبتلا هستند ، اما از حوزه ها کمتر انتظار مطالعات تقلیدی می رود .
زیرا معمولا از قدیم ، تولید اندیشه های نو در دانش های اسلامی متعلق به حوزه ها بوده است .
> از زمان شیخ طوسی به بعد آنچه مشاهده می شود بزرگان ما در مباحث مختلف در حوزه های گوناگون علوم انسانی ایده پردازی می کردند و از کتاب و سنت به مطاله آنچه اقتضای نیاز جامعه بویژه نسل جوان بود می پرداختند و با نگاه های نو ، متناسب با زمانه نظراتشان را ارائه می کردند .
باید توجه داشت یکی از خصایص و ویژگی های مراکز علمی این است که ایده های جدید ارائه کنند و مولد باشند ، این در حالی است که این نوزایی مستلزم وجود شرایط و بسترهای مناسب است؛ بنده معتقدم بسترهای لازم برای تولید فکر در جامعه را باید از بخش های آموزشی و آن هم از دوران ابتدایی ورود به حوزه آغاز کرد .
از جمله معایب نظام آموزشی ما تأکید صرف بر آموزش است ، این در حالی است که آموزش باید در کنار پژوهش صورت گیرد ، از این رو باید روحیه مسأله محوری را که در پژوهش برجسته می شود نه تنها در سطوح آموزش عالی بلکه در سطوح ابتدایی حوزه نیز تسری داد .
وقتی این نگاه نهادینه شود ، فرد در هر موضوع و مساله ای ، پرسشی خواهد داشت .
خاصیت علم نافع این است که همراه با پرسشگری باشد .
همچنین ارتقای کیفی علوم انسانی از جمله مهم ترین اهداف پژوهش است؛ لذا همان گونه که اروپا از علم دانشمندان اسلامی بهره برد و علم جدید را طرح کرد ، پژوهشگران داخلی نیز باید برنامه هایی را برای سامان بخشی به علوم انسانی در نظر گیرند .
برای تحقق این مهم باید از همه ظرفیت ها بهره گرفت؛ زیرا توقف در مسائل سنتی و اصرار بر روش شناسی سنتی در تولید علم ، حوزه های معرفتی کشور را از پویایی فکر و اندیشه دور خواهد کرد .
در زمان ما متاسفانه بخشی از طلاب و فضلا فقط به مباحث فقه و اصول می پردازند ، فارغ از این که از سایر مسائل علوم انسانی مانند کلام ، فلسفه و .
که مورد نیاز جامعه است ، اطلاعاتی داشته باشند .
امروزه در بسیاری ازمسائل در زمینه های گوناگون سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی شبهاتی وجود دارد که گاهی طلبه ها از آن بی خبرند یا کم اطلاع هستند ، در حالی که این مسائل از مطالبات جدی نسل جوان امروز ماست .
از طرف دیگر غالبا در حوزه ها دیده می شود سراغ تخصصی کردن علوم اسلامی رفته اند ، اما از فقه و اصول فاصله گرفته اند .
مثلا طلبه ای در حوزه تاریخ اسلام یا حقوق یا اقتصاد مطالعاتی دارد ولی وقتی از فقه و اصول سوال می شود بی اطلاع است .
البته در حوزه علمیه فقه و اصول باید در صدر مطالعات قرار گیرد و لااقل امهات مباحث اصول و فقه در اختیار طلبه باشد .
لذا از جمله تاکیدات رهبر معظم انقلاب در سفرشان به قم این نکته بود که طلاب علاوه بر آشنایی به علوم متداول روز ، نسبت به دروس فقه و اصول هم اهتمام جدی داشته باشند .
هیچ وقت نباید یک طلبه از فقه و اصول فاصله بگیرد و این کمترین انتظار از یک طلبه است که فقه و اصول را ولو در حد مکاسب و کفایه بداند .
از طرفی نباید مطالعات را آنچنان در فقه و اصول محدود کرد که از مباحث دیگر مثل تاریخ اسلام ، کلام ، علوم قرآنی و سایر موضوعات علوم اسلامی و به روز غافل شد .
از یک طلبه ای که فلسفه اسلامی کار کرده است ، انتظار نمی رود اقتصاد اسلامی بداند ولی این انتظار می رود که فقه و اصول بداند .
این که حوزه را به حوزه سکولار متهم کردند ، خیلی بی انصافی است .
مدتی است بخشی از بزرگان حوزه به مباحثی می پردازند که پاسخگوی نیاز جامعه است .
الان در حوزه علمیه قم ، مباحثی نظیر فقه مدیریت ، فقه اقتصاد ، فقه فرهنگ و فقه رسانه توسط مدرسین برجسته تدریس و تحقیق می شود و شاگردانی در این عرصه ها تربیت می شوند که در آینده می توانند نقش موثری در تنویر افکار جامعه بویژه نسل جوان داشته باشند .
همچنین اغلب استادان در مباحث فقه به مباحث روز می پردازند و تعمیم دادن سکولار به تمام حوزه ها ظلم به خدمات چند صد ساله حوزه های علمیه است .
در این که باید حوزه ها به سمت مسائل کاربردی بروند و این که بیشتر استادان به دنبال آن هستند مباحثی را مطرح کنند که برای جامعه مفید باشد ، بحثی نیست و باید آن را بپذیریم .
البته افراد سکولار همیشه مضر جامعه هستند و باید آنها را معرفی کرد ولی این چنین نیست که عموما حوزه به این سمت و سو برود .
باید حوزه را به سمت فقه جواهری هدایت کرد که امام(ره) بر آن تاکید داشتند .
در فقه جواهری عنصر زمان و مکان در آن نقش آفرین است و امروز اگر یک طلبه فاضلی بخواهد به جامعه خدمت کند و عنصر زمان و مکان را در مسیر مطالعاتی اش در حوزه فقه و اصول مد نظر قرار نداده باشد ، خود به خود مطالعه اش بی اثر است .
این مسائل را امام(ره) و بزرگان دین به ما یاد داده اند .
امام راحل(ره) مقدمات و شرایط اجتهاد پویا را با محاوره های عرفی و به دور از دقت های عقلی ، لازم دانسته اند .
ایشان بر فحص وبررسی دیدگاه های فقهی فقهای شیعه ، بویژه در قرون اولیه برای شناسایی شهرت قدما و نیز شناخت فتاوی فقهای اهل سنت در جهت حل تعارض اخبار تأکید کرده اند .
همچنین در سال های آخر عمر ، وقتی از اجتهاد پویا سخن گفتند ، اعلمیت به معنای خاص فقهی را برای مدیریت جامعه کافی ندانسته ، فرمودند : «اگر فردی در علوم معهود حوزه ها هم اعلم باشد ، ولی نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و بینش صحیح اجتماعی ، سیاسی و قدرت تصمیم گیری نداشته باشد ، این فرد در مسائل حکومتی و سیاسی مجتهد نیست و نمی تواند زمام جامعه را به دست گیرد .
» این نکته نیز حائزاهمیت است که متاسفانه امروزه حوزه علمیه از دروس اخلاق بهره کمی می برد .
آیت ا .
مشکینی(ره) ، آیت ا .
بهاءالدینی(ره) و سایر بزرگان اخلاق که تاثیر دروس اخلاق آنها تا مدت ها روی طلاب نمایان بود ، یکی از ثمرات و برکات حوزه به شمار می رفت .
متاسفانه این دروس امروزه کمرنگ شده است .
حجت الاسلام والمسلمین محمدحسین مختاری استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه و رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی.